مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

782

طب اكبرى ( فارسى )

[ 1109 ] فصل [ پنجم ] : اندر مغص « 1 » يعنى درد امعاء . و وى بر اقسام است : [ 1110 ] قسم اوّل : آنكه باد غليظ در امعا بند شود « 2 » و به واسطه تمدد درد آرد . و علامت او ، نفخ و قراقر است و تمدد بىثقل در شكم و به خروج باد انتفاع يافتن . علاج : جهت تنقيهء امعا از خلط خام كه ماده باد است ، حبّ اياره و حبّ سكبينج و معجون شهرياران و مانند آن دهند . و براى تحليل باد ، تخم كرفس و انيسون و باديان و نانخواه و جز آن هرچه بادشكن بود استعمال نمايند . و اگر تولد رياح از ضعف معده باشد ، معجون كمونى و معجون حب الغار به كار برند و از آب سرد و اشياى بادانگيز پرهيز فرمايند . [ 1111 ] قسم دوم : آنكه صفرا بر امعا آيد و از كيفيت لذّاعه الم احداث نمايد . و علامت او ، درد با سوزش است و تشنگى و زردى براز و سوزش مقعد و قلت گرانى در روده . علاج : تخم‌هاى سرد لعابى چون اسبغول و تخم ريحان و لسان الحمل و مانند آن به روغن گل چرب كنند و به آب سرد فرو برند . و بايد كه تخم‌ها را غير بريان استعمال نمايند . پس اگر به همين تدبير صحت شد ، فبها و الّا جهت تنقيهء صفرا ، خيارشنبر و شير خشت و مانند آن در آب كاسنى يا عنب الثعلب حل كرده [ بدهند ] . [ 1112 ] قسم سوّم : آنكه سوء مزاج گرم ساده در امعا افتد و به كيفيت خويش مغص آرد . و علامت او ، شدت لذع و التهاب و تشنگى است و گرانى و زردى در براز نابودن ؛ زيرا كه ثقل و تلوين براز ، بىماده نمىشود . علاج : براى تبديل مزاج ، هرچه مبرّد و مطفى باشد و در صفراوى گفته شد استعمال نمايند . و اين دوا نفع تمام دارد : صفت : اسبغول در گلاب لت كنند [ يعنى بسايند ] و روغن

--> ( 1 ) . قاموس القانون : Gripes ; gramps . ( 2 ) . قاموس القانون : Flatulent gripes .